ترجمه "crenel" به فارسی
کنگره, (هریک از کنگره های بالای دیوار دژها و استحکامات و کاخ ها) دندانه, دندانه دارکردن (بالای دیوار قلعه) بهترین ترجمه های "crenel" به فارسی هستند.
crenel
noun
verb
دستور زبان
The space between merlons in a crenelated battlement [..]
-
کنگره
noun -
(هریک از کنگره های بالای دیوار دژها و استحکامات و کاخ ها) دندانه
-
دندانه دارکردن (بالای دیوار قلعه)
-
ترجمه های کمتر
- مزغل (crenelle هم می نویسند)
- مزغل دار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crenel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crenel" با ترجمه به فارسی
-
بارو · برج و بارو
-
مزغل · مزغل بارو · کنگره
-
دارای کنگره کردن · مستحکم کردن
-
دارای کنگره های کوچک · كنگره دار · مستحکم
-
دارای کنگره های کوچک · مستحکم
-
بارو · برج و بارو · كنگره
-
(بالای دیوار دژها و قصرها و غیره) دندانه دار کردن · مزغل دار کردن · کنگره کنگره کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن