ترجمه "crescendo" به فارسی

اوج, اوگ, فرازینگاه بهترین ترجمه های "crescendo" به فارسی هستند.

crescendo verb noun adjective دستور زبان

(music) An instruction to play gradually more loudly, denoted by a long, narrow angle with its apex on the left ( < ). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوج

    noun

    He remained by the window as the wolves' howls reached a crescendo

    در حالی که زوزههای گرگها به اوج رسید کنار پنجره ماند.

  • اوگ

  • فرازینگاه

  • ترجمه های کمتر

    • فزاینده
    • (دستور نواختن موسیقی) کم کم بر بلندی صدا افزوده شود
    • (موسیقی - افزایش تدریجی بلندی آوا) اوج روی
    • (هرگونه افزایش تدریجی شدت یا نیرو و غیره) اوج گیری
    • اوج روی کردن (موسیقی)
    • اوج روی کنید
    • اوج گرفتن
    • اوج گیر
    • به اوج رسیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crescendo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Crescendo
+ اضافه کردن

"Crescendo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crescendo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "crescendo"

اضافه کردن

ترجمه های "crescendo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه