ترجمه "crestfallen" به فارسی
سرافکنده, پکر, دمغ بهترین ترجمه های "crestfallen" به فارسی هستند.
crestfallen
adjective
دستور زبان
Sad because of a recent disappointment. [..]
-
سرافکنده
adjectiveThere is a part of me that would be crestfallen if you did.
اگه همچين کاري مي کردي يه بخشي از وجودم سرافکنده ميشد
-
پکر
adjectivesaw Hagrid's crestfallen, disbelieving face'
قیافهی پکر و ناراحت هاگ رید در برابر چشمانش پدیدار شد...
-
دمغ
-
ترجمه های کمتر
- افسرده
- پژمان
- مغموم
- با کاکل یا تاج خمیده
- سر به زیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crestfallen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن