ترجمه "cresting" به فارسی

(معماری) برجستگی تزئینی روی دیوار یا بام, آذین ستیغی بهترین ترجمه های "cresting" به فارسی هستند.

cresting noun verb دستور زبان

Present participle of crest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (معماری) برجستگی تزئینی روی دیوار یا بام

  • آذین ستیغی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cresting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cresting" با ترجمه به فارسی

  • مگسمرغ تاجدار آنتیل
  • موزخوار کاکلقرمز
  • کبک کاکلی
  • آگروپیرون کریستاتوم · چمن گندمي تاجخروسي · چمن گندمي تاجدار
  • باکلان دوسینه
  • لوند تاجسفید
  • در اوج موفقيت بودن
  • (اسب و شیر و غیره) یال · (با تاج یاکاکل و غیره) آراستن · (بخش فرازین هرچیز) ستیغ · (نشان های نجابت خانوادگی) سرسپر (نشانی که بالای سپر خانوادگی یا روی مهر یابالای نامه های رسمی رسم می شد) · (هرگونه برجستگی یا زائده بر سر جانور) تاج · (پر یا آذینی که سابقا روی کلاه یا خود می زدند) تاژه · افسر · اوج · اوگ · برآمدگی · به اوج رسیدن · به بالاترين درجه رسيدن · بیشینه · تاج · تاج شدن 2 · تاجدار یا کاکل دار (و غیره) کردن 1 · تارک کلاه · تیغه (به ویژه برآمدگی یا تیغه ی استخوان) 0 · جغه · خط الراس · خود · خوچ · در راس یا سر چیزی قرار گرفتن · راس · رجوع شود به cresting · ستيغ · ستیغ · سر · فرازین شدن · فرازینگاه · قله · قله ی کلاه خود · نوک · نیم تاج · پرندک · پلوان · پوپ · کاکل · کلاله · کوفک · کوپال · گرم
اضافه کردن

ترجمه های "cresting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه