ترجمه "crest" به فارسی
کاکل, پوپ, قله بهترین ترجمه های "crest" به فارسی هستند.
Particularly with reference to waves, to reach a peak. [..]
-
کاکل
nounanimal’s or bird’s tuft
-
پوپ
animal’s or bird’s tuft
-
قله
nounThe crest of this ridge which determines the division of the waters describes a very capricious line.
قله این خر پشته که تقسیم آب از آنجا شروع میشود، خطی بسیار شلوغ و درهم رسم میکند.
-
ترجمه های کمتر
- تاج
- اوج
- خوچ
- ستیغ
- سر
- نوک
- خود
- جغه
- راس
- کوپال
- اوگ
- بیشینه
- ستيغ
- فرازینگاه
- پرندک
- پلوان
- کلاله
- کوفک
- برآمدگی
- افسر
- گرم
- (اسب و شیر و غیره) یال
- (با تاج یاکاکل و غیره) آراستن
- (بخش فرازین هرچیز) ستیغ
- (نشان های نجابت خانوادگی) سرسپر (نشانی که بالای سپر خانوادگی یا روی مهر یابالای نامه های رسمی رسم می شد)
- (هرگونه برجستگی یا زائده بر سر جانور) تاج
- (پر یا آذینی که سابقا روی کلاه یا خود می زدند) تاژه
- به اوج رسیدن
- به بالاترين درجه رسيدن
- تاج شدن 2
- تاجدار یا کاکل دار (و غیره) کردن 1
- تارک کلاه
- تیغه (به ویژه برآمدگی یا تیغه ی استخوان) 0
- خط الراس
- در راس یا سر چیزی قرار گرفتن
- رجوع شود به cresting
- فرازین شدن
- قله ی کلاه خود
- نیم تاج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Crest" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crest در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
The five types of verbal support used to enhance an (oral) presentation: comparisons, reasons, examples, statistics, testimony.
"CREST" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CREST در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "crest"
عباراتی شبیه به "crest" با ترجمه به فارسی
-
مگسمرغ تاجدار آنتیل
-
موزخوار کاکلقرمز
-
کبک کاکلی
-
آگروپیرون کریستاتوم · چمن گندمي تاجخروسي · چمن گندمي تاجدار
-
(معماری) برجستگی تزئینی روی دیوار یا بام · آذین ستیغی
-
باکلان دوسینه
-
لوند تاجسفید
-
در اوج موفقيت بودن