ترجمه "crested" به فارسی
تاجدار, ستیغ دار (رجوع شود به crest), کاکل دار بهترین ترجمه های "crested" به فارسی هستند.
crested
adjective
verb
دستور زبان
Having a crest, or ornamental tuft (on an animal) or plume (on a helmet). [..]
-
تاجدار
-
ستیغ دار (رجوع شود به crest)
-
کاکل دار
-
یال دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crested " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crested" با ترجمه به فارسی
-
مگسمرغ تاجدار آنتیل
-
موزخوار کاکلقرمز
-
کبک کاکلی
-
آگروپیرون کریستاتوم · چمن گندمي تاجخروسي · چمن گندمي تاجدار
-
(معماری) برجستگی تزئینی روی دیوار یا بام · آذین ستیغی
-
باکلان دوسینه
-
لوند تاجسفید
-
در اوج موفقيت بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن