ترجمه "crested" به فارسی

تاجدار, ستیغ دار (رجوع شود به crest), کاکل دار بهترین ترجمه های "crested" به فارسی هستند.

crested adjective verb دستور زبان

Having a crest, or ornamental tuft (on an animal) or plume (on a helmet). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاجدار

  • ستیغ دار (رجوع شود به crest)

  • کاکل دار

  • یال دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crested " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crested" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "crested" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه