ترجمه "cricket" به فارسی

جیرجیرک, کریکت, زنجره بهترین ترجمه های "cricket" به فارسی هستند.

cricket verb noun دستور زبان

A wooden footstool. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جیرجیرک

    noun

    insect [..]

    I'm happy as a cricket here,' answered Jo.

    جو پاسخ داد: منالان در اینجا به اندازهی یک جیرجیرک خوشحال هستم .

  • کریکت

    noun

    game [..]

    One boy asked him whether he could play cricket.

    یکی از بچهها از او پرسید که آیا میتواند کریکت بازی کند یا نه.

  • زنجره

    noun

    Leonard's voice was still sounding, more monotonous than the voice of a cricket.

    صدای لئونارد یکنواختتر از بانگ زنجره همچنان طنین میافکند.

  • ترجمه های کمتر

    • (اسباب بازی) جیرجیرک
    • (جانورشناسی) جیرجیرک
    • (ورزش) بازی کریکت
    • زنجره (انواع حشرات راست بال و جهنده و دارای شاخک های بلند که با مالیدن بال ها به هم صدای جیرجیر می کنند - به ویژه زنجره های تیره ی Gryllidae)
    • چهارپایه ی چوبی
    • کریکت بازی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cricket " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cricket
+ اضافه کردن

"Cricket" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cricket در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cricket"

عباراتی شبیه به "cricket" با ترجمه به فارسی

  • (حشره شناسی) زنجره ی اورشلیم (تیره ی Stenopelmatidae - بی بال و شاخدار - بومی نواحی خشک غرب امریکا)
  • آبدزدكها · سیرسیرکان
  • (جانورشناسی) جیرجیرک کاوگر (تیره ی Gryllotalpidae که ریشه ی گیاه می خورد) · آبدزدک
  • بازیکن کریکت · کریکت بازی کن
  • آبدزدكهای مول · گریلوتالپا
اضافه کردن

ترجمه های "cricket" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه