ترجمه "cricoid" به فارسی

(کالبدشناسی) وابسته به غضروف حلقوی حنجره, وابسته به نرم استخوان گرد خشکنا بهترین ترجمه های "cricoid" به فارسی هستند.

cricoid adjective noun دستور زبان

(anatomy) Shaped like a ring, usually with reference to the cricoid cartilage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کالبدشناسی) وابسته به غضروف حلقوی حنجره

  • وابسته به نرم استخوان گرد خشکنا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cricoid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cricoid" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cricoid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه