ترجمه "cringe" به فارسی
یکه, چندش, تنفر بهترین ترجمه های "cringe" به فارسی هستند.
cringe
Verb
verb
noun
دستور زبان
A posture or gesture of shrinking or recoiling. [..]
-
یکه
-
چندش
-
تنفر
-
ترجمه های کمتر
- (از ترس یا سرما و غیره) خود را جمع کردن
- (خود را) عقب کشیدن
- با بزدلی عمل کردن
- بی اثر بودن
- تملق گفتن
- تواضع بیش از حد
- خضوع وخشوع
- خود را خفیف کردن
- خود را خوار کردن
- فنری بودن
- منت کشیدن
- پست بودن
- چروک شدن
- کز کردن
- یکه خوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cringe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن