ترجمه "crotchety" به فارسی
دمدمی مزاج, بدعنق, خل بهترین ترجمه های "crotchety" به فارسی هستند.
crotchety
adjective
دستور زبان
Cranky, disagreeable, or stubborn, especially if prone to odd whims or fancies. [..]
-
دمدمی مزاج
adjectiveJames Laurence is a crotchety old fellow and not to be depended on.
چون که جمز لارنس یک پیرمرد دمدمی مزاج است و قابل این نیست که آدم رویش حساب کند.
-
بدعنق
-
خل
-
ترجمه های کمتر
- عوضی
- آدم عجیب و غریب
- قلاب سان
- قلاب مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crotchety " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crotchety" با ترجمه به فارسی
-
بوالهوسی · دمدمی مزاجی · مخالفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن