ترجمه "crusader" به فارسی

مجاهد, مصلح, اصلاح طلب بهترین ترجمه های "crusader" به فارسی هستند.

crusader noun دستور زبان

Person engaged in a crusade. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجاهد

    noun

    So you see yourself as a crusader?

    پس خودت رو به عنوان مجاهد حساب میکنی ؟

  • مصلح

    noun
  • اصلاح طلب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جنگجوي صليبي
    • سربازجنگ صلیبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crusader " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Crusader noun

a warrior who engages in a holy war; "the Crusaders tried to recapture the Holy Land from the Muslims"

+ اضافه کردن

"Crusader" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crusader در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "crusader" با ترجمه به فارسی

  • جنگهای صلیبی
  • جنگهای صلیبی
  • (تاریخ) جنگ صلیبی (هریک از جنگ های صلیبی که از سده ی یازده تا اواخر سده ی دوازده ادامه داشت) · (سخت) پیکار کردن · جنگ صليبى · جنگ صلیبی · جنگ مذهبی · جنگیدن · جهاد · جهاد کردن · در جنگ صليبى شركت كردن · مبارزه · پیکار
اضافه کردن

ترجمه های "crusader" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه