ترجمه "Crusade" به فارسی

جنگهای صلیبی, جهاد کردن, جهاد بهترین ترجمه های "Crusade" به فارسی هستند.

Crusade noun دستور زبان

One of a series of ostensibly religious campaigns by Christian forces from the 11th to the 13th century, mostly to capture the Holy Land from the Muslims who occupied it. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگهای صلیبی

    proper

    campaigns by Christian forces to the Holy Land [..]

    on the rise of the hill behind him a frowning Crusader fortress endured.

    برفراز تپهای پشت سرش دژ اخمآلود و بدترکیبی از زمان جنگهای صلیبی به یادگار مانده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Crusade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

crusade verb noun دستور زبان

Any of the military expedition undertakens by the Christians of Europe in the 11th to 13th centuries to reconquest the Levant from the Muslims [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جهاد کردن

    verb
  • جهاد

    noun

    Their one chance for life was in union, and so the struggle became a kind of crusade.

    اتحاد تنها راه نجاتشان بود و بنابراین مبارزه برای او به صورت جهاد مقدسی درآمده بود.

  • مبارزه

    Reminds me that composing is a crusade.

    یادم میندازه که آهنگسازی یک مبارزه است

  • ترجمه های کمتر

    • جنگیدن
    • پیکار
    • (تاریخ) جنگ صلیبی (هریک از جنگ های صلیبی که از سده ی یازده تا اواخر سده ی دوازده ادامه داشت)
    • (سخت) پیکار کردن
    • جنگ صليبى
    • جنگ صلیبی
    • جنگ مذهبی
    • در جنگ صليبى شركت كردن

تصاویر با "Crusade"

عباراتی شبیه به "Crusade" با ترجمه به فارسی

  • جنگهای صلیبی
  • اصلاح طلب · جنگجوي صليبي · سربازجنگ صلیبی · مجاهد · مصلح
اضافه کردن

ترجمه های "Crusade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه