ترجمه "crupper" به فارسی
سرین, رانکی, ساغری بهترین ترجمه های "crupper" به فارسی هستند.
crupper
verb
noun
دستور زبان
A strap used to stop a saddle from slipping. [..]
-
سرین
nounexplanatory notes helped the hearer to recognize the apple of Paris, a Dutch inn, or the crupper of a white horse.
برخی از ایشان پردههای لوورو آ جا یک مهمان سرای هلندی یا سرین یک اسب سفید است.
-
رانکی
-
ساغری
-
ترجمه های کمتر
- قشقون
- پاردم
- پرخش
- کون
- (اسب) کپل
- (زین اسب) پاردم
- (عامیانه) کپل انسان
- بقچه بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crupper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن