ترجمه "crypt" به فارسی
دخمه, سردابه, گورابه بهترین ترجمه های "crypt" به فارسی هستند.
crypt
noun
دستور زبان
An underground vault, especially one beneath a church that is used as a burial place. [..]
-
دخمه
nounundergound vault
they were that monstrous polyp of evil, which inhabits the crypt of society.
این، سرطان غولآسای بدکاری بود که در دخمه اجتماع منزل داشت.
-
سردابه
nounHe hit Duke in the crypt with a candlestick.
اون داک رو تو سردابه با يه شمودني زد
-
گورابه
stone chamber or vault beneath the floor of a burial vault
-
ترجمه های کمتر
- غار
- دشپیلگاه
- گودی
- حفره
- کیسه
- رمز
- (عامیانه) رجوع شود به cryptogram
- (کالبدشناسی) کریپت
- سردابه ی کلیسا (که معمولا مردگان را در آن خاک می کردند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crypt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "crypt"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن