ترجمه "cryptic" به فارسی
مرموز, پنهان, رمزی بهترین ترجمه های "cryptic" به فارسی هستند.
cryptic
adjective
noun
دستور زبان
Having hidden meaning. [..]
-
مرموز
adjectiveBut why announce herself with a cryptic postcard?
ولی واسه چی باید خودشو با یه کارت پستال مرموز معرفی کنه ؟
-
پنهان
adjective -
رمزی
adjectiveLucien's witch Alexis left her clues in a rather cryptic puzzle.
جادوگر لوسین ، الکسیس سرنخ های خودشو رمزی و مخفیانه نگهداری میکرد
-
ترجمه های کمتر
- سربسته
- مبهم
- ناآشکار
- نهان
- سری
- پرخیده (cryptical هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cryptic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cryptic" با ترجمه به فارسی
-
مرموز · نهان · پنهان · پوشیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن