ترجمه "cultivability" به فارسی

حاصلخيزى, قابلیت کشت وزرع بهترین ترجمه های "cultivability" به فارسی هستند.

cultivability noun دستور زبان

The quality or degree of being cultivable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاصلخيزى

    The quality for a land of being cultivable.

  • قابلیت کشت وزرع

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cultivability " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cultivability" با ترجمه به فارسی

  • کشت تراز · کشت همتراز
  • خاكهاي قابل زراعت · خاکهای قابل کشت · خاکهای كشتني
  • برزش پذیر (cultivatable هم می گویند) · قابل کشت و زرع · پروردنی · کشت پذیر
  • برزگر · فلاح · کاشتگر
  • (گیاه) اهلی (در مقابل وحشی) · آموخته · آموزش دیده · با ادب · با فرهنگ · با فضیلت · با معرفت · با نزاکت · با کمال · تحصیل کرده · زیر کشت · متمدن · کاشتنی · کشت زاد · کشت شده · کشتنی
  • کلم
اضافه کردن

ترجمه های "cultivability" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه