ترجمه "cumbrance" به فارسی
بار طاقت فرسا, سربار سنگین, مزاحمت شدید بهترین ترجمه های "cumbrance" به فارسی هستند.
cumbrance
noun
دستور زبان
encumbrance
-
بار طاقت فرسا
-
سربار سنگین
-
مزاحمت شدید
-
وظیفه ی شاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cumbrance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن