ترجمه "cuneated" به فارسی
میخی, گوه ای بهترین ترجمه های "cuneated" به فارسی هستند.
cuneated
adjective
دستور زبان
cuneate
-
میخی
adjective noun -
گوه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuneated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuneated" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) گوه ای (به شکل مثلث واژگون) (cuneated هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن