ترجمه "curation" به فارسی
گزینش ترجمه "curation" به فارسی است.
curation
noun
دستور زبان
The act of curating, of organizing and maintaining a collection of artworks or artifacts. [..]
-
گزینش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "curation" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - چیزی که ویژگی های خوب و بد را توام دارد) خوب و بد · شمشير دو لب · نیک و بد · گل و خار
-
(در اصل) کشیش · شبان · شعر روستایی · متصدی بودن (در موزه و نمایشگاه و غیره) · معاون کشیش (دهکده یا شهرک) · پیشوای روحانی · کارداری کردن
-
(در مورد اشخاص صغیر و غیره) قیم · (موزه و کتابخانه و نمایشگاه و غیره) سرپرست · (پهلوی) استور · متصدی · مدیرمکان های عمومی · نمایشگاهگردان · نگهبان · کاردار · کتابدار
-
(در اصل) کشیش · شبان · شعر روستایی · متصدی بودن (در موزه و نمایشگاه و غیره) · معاون کشیش (دهکده یا شهرک) · پیشوای روحانی · کارداری کردن
-
(در مورد اشخاص صغیر و غیره) قیم · (موزه و کتابخانه و نمایشگاه و غیره) سرپرست · (پهلوی) استور · متصدی · مدیرمکان های عمومی · نمایشگاهگردان · نگهبان · کاردار · کتابدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن