ترجمه "curious" به فارسی
نادر, کنجکاو, عجیب و غریب بهترین ترجمه های "curious" به فارسی هستند.
curious
adjective
دستور زبان
(obsolete) Fastidious, particular; demanding a high standard of excellence, difficult to satisfy. [..]
-
نادر
adjectiveThe Browns are a curious tribe, but I rather like them.
خانواده براون يه قبيله ي نادر هستن ، اما ترجيح ميدم ازشون خوشم بياد
-
کنجکاو
adjectiveThis makes me curious.
این مرا کنجکاو میکند.
-
عجیب و غریب
adjectiveI have heard curious tales about her before now
این نکته کام لا روشن است. قبلا هم دربارهٔ او مطالب عجیب و غریب شنیده بودم.
-
ترجمه های کمتر
- عجیب
- جالب
- غریب
- فضول
- غیرعادی
- موشکاف
- حرفکش
- نابهنجار
- شگرف
- (مهجور) دقیق
- (نادر) ظریف و خوش ساخت
- خبر درکش
- سر از کار دیگران درآور
- مست لایعقل
- پر جزئیات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "curious" با ترجمه به فارسی
-
ماجرای عجیب سگی در شب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن