ترجمه "curtly" به فارسی
گستاخانه, بطورکوتاه وتند بهترین ترجمه های "curtly" به فارسی هستند.
curtly
adverb
دستور زبان
In a curt manner; tersely, almost rudely. [..]
-
گستاخانه
He I don't believe in finger pointing, Beranabus interrupts curtly
اون برانابوس گستاخانه حرفش را قطع میکند: متهم کردن دیگران کار درستی نیست.
-
بطورکوتاه وتند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curtly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن