ترجمه "curtsey" به فارسی
ادب, تواضع زنانه, سلام زنانه بهترین ترجمه های "curtsey" به فارسی هستند.
curtsey
verb
noun
دستور زبان
A small bow, generally performed by a woman, where she briefly bends her knees and lowers her body in deference. [..]
-
ادب
nounElizabeth merely curtseyed to him without saying a word.
الیزابت صرفاً رسم ادب را به جا آورد وک لمهای حرف نزد.
-
تواضع زنانه
-
سلام زنانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curtsey " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "curtsey"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن