ترجمه "curvet" به فارسی
جهاندن, کروت, خوشی بهترین ترجمه های "curvet" به فارسی هستند.
curvet
verb
noun
دستور زبان
(of a horse) To leap about, frolic. [..]
-
جهاندن
-
کروت
-
خوشی
noun
-
ترجمه های کمتر
- (نمایش اسب سواری)
- (چهار دست و پا)جهیدن
- جهش (ابتدا دو دست به هوا می رود و کمی پیش از فرود آنها دو پا به هوا می رود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curvet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن