ترجمه "cushy" به فارسی
(از ریشه ی فارسی : خوشی - خودمانی) آسان و راحت, بی درد سر, بی دردسر بهترین ترجمه های "cushy" به فارسی هستند.
cushy
adjective
دستور زبان
Easy, making few demands, comfortable. [..]
-
(از ریشه ی فارسی : خوشی - خودمانی) آسان و راحت
-
بی درد سر
-
بی دردسر
adjectiveSo, the investigator might have been paid off with a cushy job.
پس ، احتمالا از بازجوها با یه شغل بی دردسر تشکر شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cushy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن