ترجمه "cuspidated" به فارسی

شاخدار, نوک دار بهترین ترجمه های "cuspidated" به فارسی هستند.

cuspidated adjective دستور زبان

Alternative form of [i]cuspidate[/i] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخدار

  • نوک دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cuspidated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cuspidated" با ترجمه به فارسی

  • دارای برمدگی · نوک دار · گوشه دار
  • (گیاه شناسی) دارای نوک تیز و دندانه مانند(به ویژه در مورد برگ) · تیزه دار · سرتیز (مانند دندان نیش) · لته دار · نوک دار · نوک منقاری · کوهه دار (مانند دندان آسیا) · کوهک دار
  • (کالبدشناسی) · دندان ناب (جمع : انیاب) · دندان نیش · رجوع شود به cuspidate
  • (به ویژه در آذین های معماری) کوهک سازی · برجسته کاری · تیزه کاری · لبه اندازی
اضافه کردن

ترجمه های "cuspidated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه