ترجمه "cuticle" به فارسی
پوست, پوستک, روپوست بهترین ترجمه های "cuticle" به فارسی هستند.
cuticle
noun
دستور زبان
The outermost layer of the skin of vertebrates; the epidermis. [..]
-
پوست
nounEvery night she creamed her feet with real cream and pushed back the cuticles on her toe nails.
هر شب به پاهایش کرمهای بسیار چرب میمالید و پوست لبههای ناخنهای پایش را کنار میزد.
-
پوستک
-
روپوست
noun
-
ترجمه های کمتر
- شاخپوست
- کوتیکول
- لاک
- (برخی بی مهرگان به ویژه سوسک ها و سخت پوستان و برخی کرم ها) پوستک
- (پوست سخت شده به ویژه پوست دور ناخن) سفت پوست
- (کالبدشناسی - جانورشناسی - لایه ی برونی پوست) روپوست
- (گیاه شناسی - لایه ی لطیف و نیمه چرب که پوست گیاه را می پوشاند) پوستک
- بشره (بیشتر می گویند epidermis)
- زره پوست
- سخت پوست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuticle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuticle" با ترجمه به فارسی
-
پوستک گیاهی · کوتیکل گیاهی
-
كوتيكول جانوري · کوتیکل جانوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن