ترجمه "cutie" به فارسی
بانمک, زیرک, ناقلا بهترین ترجمه های "cutie" به فارسی هستند.
cutie
noun
دستور زبان
Term of endearment, typically used to refer to a cute person or animal. [..]
-
بانمک
noun -
زیرک
-
ناقلا
-
ترجمه های کمتر
- دلبر
- زیرکانه
- عروسک
- (امریکا - خودمانی)
- (به ویژه زن یا دختر) تو دل برو
- (شخص یا عمل) زرنگ
- با زرنگی
- لوند (cutie-pie هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cutie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cutie" با ترجمه به فارسی
-
(انسان و مهره داران) · لایه زیرین پوست · میان پوست (corium هم می گویند) · پوست (یعنی میان پوست یا dermis و روپوست یا epidermis) · پوشش اندام
-
(انسان و مهره داران) · لایه زیرین پوست · میان پوست (corium هم می گویند) · پوست (یعنی میان پوست یا dermis و روپوست یا epidermis) · پوشش اندام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن