ترجمه "cutlery" به فارسی
کارد و چنگال, شمشیرسازی, چاقوسازی بهترین ترجمه های "cutlery" به فارسی هستند.
cutlery
noun
دستور زبان
A collective ensemble of eating and serving utensils such as knives, forks and spoons. [..]
-
کارد و چنگال
eating utensils
It takes one shark to make one set of cutlery.
از استخوانهاي يک نهنگ فقط يک دست کارد و چنگال درست ميشه
-
شمشیرسازی
-
چاقوسازی
-
ترجمه های کمتر
- ابزارهای برنده
- چاقو فروشی
- کارد وچنگال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cutlery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cutlery"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن