ترجمه "cutter" به فارسی

برنده, (دستگاه یا ابزار برای بریدن) برشکار, (سابقا - کشتی بادبانی ومسلح که برای تعقیب قاچاقچیان به کار می رفت) کشتی ضد قاچاق (revenue cutter هم می گویند) بهترین ترجمه های "cutter" به فارسی هستند.

cutter noun دستور زبان

A person or device that cuts [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنده

    noun
  • (دستگاه یا ابزار برای بریدن) برشکار

  • (سابقا - کشتی بادبانی ومسلح که برای تعقیب قاچاقچیان به کار می رفت) کشتی ضد قاچاق (revenue cutter هم می گویند)

  • ترجمه های کمتر

    • (قایقی که در کشتی های بزرگ برای بار و مسافررسانی حمل می شود) قایق یدک
    • (پاسداران ساحلی امریکا) کشتی گشتی
    • (کسی که کارش بریدن است به ویژه کسی که پارچه را برای خیاطی می برد)برشگر
    • دستگاه برش
    • سنگ تراش
    • سورتمه ی یک اسبه
    • ماشينآلات جنگلداري
    • پاسناو (Coast Guard cutter هم می گویند)
    • کاتر (قایق)
    • کارد وچنگال
    • کشتی دو بادبانه
    • کشتی یک دکله
    • یدک ناو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cutter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cutter"

عباراتی شبیه به "cutter" با ترجمه به فارسی

  • شیشه گر
  • پرچینبرها
  • قیچی آهنبر
  • (عامیانه) طبق برنامه (یا الگو) اجرا شده · قالب شیرینی پزی
  • دستگاه برش کاغذ · رجوع شود به paper knife · کاغذ بر
  • برشدهندههای محصولات ریشهای
  • (در دستگاه های نورد و فلز بری) تیغه · آجیدگر · تراشگر · سرمته · فرز
  • میلههای برش
اضافه کردن

ترجمه های "cutter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه