ترجمه "cutty" به فارسی

کوتاه, گل, (شمال انگلیس و اسکاتلند) بهترین ترجمه های "cutty" به فارسی هستند.

cutty adjective noun دستور زبان

(Scottish, Northern England) Short, shortened, or small; curtailed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوتاه

    adjective
  • گل

    noun
  • (شمال انگلیس و اسکاتلند)

  • ترجمه های کمتر

    • قاشق کوتاه
    • چپق دسته کوتاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cutty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cutty" با ترجمه به فارسی

  • (اسکاتلند) صندلی گناهکار (که خطاکار را روی آن درصدر کلیسا می نشاندند و کشیش او را جلو همه سرزنش می کرد)
اضافه کردن

ترجمه های "cutty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه