ترجمه "cuttings" به فارسی
قلمهها, ريزقلمهها بهترین ترجمه های "cuttings" به فارسی هستند.
cuttings
noun
Plural form of cutting. [..]
-
قلمهها
-
ريزقلمهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuttings " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuttings" با ترجمه به فارسی
-
(مردانه) موی کوتاه (اطراف سرتا ته ماشین می شود و وسط مانند ماهوت پاک کن شق است) موی سربازی
-
(بخشی که همه ی درختان آن) سر تا سر بریده شده · (درختستان و جنگل) همه درختان را بریدن · بی شک و شبهه · دارای برون نمای (outline) واضح و متناسب · روشن · روشن و صریح · قطع سرتاسری کردن · قطعی · پاک بر کردن · پاکبر (clearcut هم می نویسند)
-
آراسته · آسان فهم · تمیز و خوشپوش · خوش ریخت · خوش ساخت · دارای لبه های صاف و واضح · روشن و آشکار · منبسط · واضح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن