ترجمه "daft" به فارسی
احمق, خل, ابله بهترین ترجمه های "daft" به فارسی هستند.
daft
adjective
دستور زبان
insane, mad [..]
-
احمق
adjectiveI'm not that daft.
من اینقدر احمق نیستم.
-
خل
I'm worried that Martin will have to go all that way with a daft old woman like me.
فقط نگران اينم که مارتين مجبوره اين همه راه رو با يه پيرزن ايرلندي خل وضع مثل من همسفر بشه
-
ابله
adjective nounNo, you listen to me, you daft woman!
نه ، تو گوش کن ، زنيکه ي ابله!
-
ترجمه های کمتر
- دیوانه
- ننر
- لوس
- (اسکاتلند) شوخ و شنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " daft " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "daft" با ترجمه به فارسی
-
دفت پانک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن