ترجمه "dag" به فارسی
(مهجور) آویختگی, آویزانی (مثلا آویزان بودن بخشی از جامه), رجوع شود به daglock بهترین ترجمه های "dag" به فارسی هستند.
dag
verb
noun
interjection
دستور زبان
A hanging end or shred, in particular a long pointed strip of cloth at the edge of a piece of clothing, or one of a row of decorative strips of cloth that may ornament a tent, booth or fairground. [..]
-
(مهجور) آویختگی
-
آویزانی (مثلا آویزان بودن بخشی از جامه)
-
رجوع شود به daglock
-
مخفف : دکاگرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
DAG
abbreviation
Deputy Attorney General in several nations’ federal governments [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"DAG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DAG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "dag" با ترجمه به فارسی
-
کپهداغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن