ترجمه "dandy" به فارسی

خوش تیپ, شیک پوش, شیک بهترین ترجمه های "dandy" به فارسی هستند.

dandy adjective noun دستور زبان

Like a dandy, foppish. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوش تیپ

    adjective noun
  • شیک پوش

    adjective

    The boy struck up Jim Dandy almost flawlessly

    پسرک آهنگ جیم شیک پوش را تقریبا بدون هیچ اشتباهی نواخت.

  • شیک

    adjective

    playing Jim Dandy on the guitar.

    جیم شیک پوش را مینواخت.

  • ترجمه های کمتر

    • جلف
    • شخص
    • غرتی
    • هلویی
    • شیخ
    • (انگلیس) زورق بادبانی
    • (عامیانه) عالی
    • (مرد) خوش لباس
    • (کسی که بیش از حد به سر و وضع خود توجه می کند) ژیگول
    • خوش لباس
    • درجه یک
    • پر غر و فر
    • کج کلاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dandy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dandy" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا- عامیانه) · آدم خوب · آدم خوش برخورد · خوشایند · دلپسند · عالی · چیز خوشایند · چیز دلچسب
  • (کاغذسازی) استوانه ای که از شبکه ی سیمی پوشیده شده و برای ایجاد ته نقش به کار می رود
  • سگ تریر کوچک
اضافه کردن

ترجمه های "dandy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه