ترجمه "danger" به فارسی

خطر, مخاطره, بیم بهترین ترجمه های "danger" به فارسی هستند.

danger verb noun دستور زبان

(obsolete) Ability to harm; someone's dominion or power to harm or penalise. See In one's danger, below. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خطر

    noun

    exposure to liable harm

    My creation was hopelessly flawed and indeed dangerous.

    ساخته ي من نااميدانه معيوب شد و تبديل به يک خطر شد

  • مخاطره

    near Ryazan where the French were said to have shown themselves was even dangerous.

    بعلاوه چون شایع بود که فرانسویان در حوالی ریازان دیده شدهاند این راه نیز خالی از مخاطره نبود.

  • بیم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خطرساز
    • زیانسار
    • سیج
    • (مهجور) قدرت و حقوق ارباب
    • (کار) پر خطر
    • مرگ آور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " danger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "danger"

عباراتی شبیه به "danger" با ترجمه به فارسی

  • خطرناکانه
  • خطرناک · سخت · سیجناک · مخاطره آمیز · پر مخاطره · پرخطر
  • حادثه · سرگذشت · ماجرا · ماجراجویی · مخاطره
  • حالت خطرناک · خطرناکی
  • خطرناک · سخت · سیجناک · مخاطره آمیز · پر مخاطره · پرخطر
  • خطرناک · سخت · سیجناک · مخاطره آمیز · پر مخاطره · پرخطر
  • خطرناک · سخت · سیجناک · مخاطره آمیز · پر مخاطره · پرخطر
  • خطرناک · سخت · سیجناک · مخاطره آمیز · پر مخاطره · پرخطر
اضافه کردن

ترجمه های "danger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه