ترجمه "dangerousness" به فارسی
خطرناکی, حالت خطرناک بهترین ترجمه های "dangerousness" به فارسی هستند.
dangerousness
noun
دستور زبان
The state or quality of being dangerous. [..]
-
خطرناکی
A little learning is a dangerous thing.
یادگیری اندک، چیز خطرناکی است.
-
حالت خطرناک
I could not think well of a higher power that would behave in such a dangerous and stupid manner.
و نمیتوانستم به قدرت بالاتری بیندیشم که با چنان حالت خطرناک و احمقانهای رفتار کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dangerousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dangerousness" با ترجمه به فارسی
-
خطرناکانه
-
خطرناک · سخت · سیجناک · مخاطره آمیز · پر مخاطره · پرخطر
-
حادثه · سرگذشت · ماجرا · ماجراجویی · مخاطره
-
(مهجور) قدرت و حقوق ارباب · (کار) پر خطر · بیم · خطر · خطرساز · زیانسار · سیج · مخاطره · مرگ آور
-
(مهجور) قدرت و حقوق ارباب · (کار) پر خطر · بیم · خطر · خطرساز · زیانسار · سیج · مخاطره · مرگ آور
-
(مهجور) قدرت و حقوق ارباب · (کار) پر خطر · بیم · خطر · خطرساز · زیانسار · سیج · مخاطره · مرگ آور
-
خطرناک · سخت · سیجناک · مخاطره آمیز · پر مخاطره · پرخطر
-
خطرناک · سخت · سیجناک · مخاطره آمیز · پر مخاطره · پرخطر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن