ترجمه "daub" به فارسی

مالیدن, اندوده, گچ بهترین ترجمه های "daub" به فارسی هستند.

daub verb noun دستور زبان

To apply something to a surface in hasty or crude strokes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالیدن

    verb
  • اندوده

  • گچ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لک
    • عیب
    • (با بی دقتی یا ناشیگری) نقاشی کردن
    • (با چیزی چسبان و غلیظ) اندودن
    • (رنگ و غیره) مالیدن
    • (هرچیزی که روی چیز دیگر مالیده شده باشد) رنگ
    • تصویری که بد نقاشی شده
    • خط اتحاد
    • رنگ زدن
    • نقاشی بد
    • کرم (وغیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daub " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "daub" با ترجمه به فارسی

  • (خوراک پزی فرانسوی) گوشت سرخ شده و آمیخته با شراب و سبزیجات
  • اندود
  • اندود
اضافه کردن

ترجمه های "daub" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه