ترجمه "daubing" به فارسی

اندود ترجمه "daubing" به فارسی است.

daubing noun verb دستور زبان

Present participle of daub. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندود

    noun

    The squatty log chicken house was clay daubed against rats

    مرغ دانی را برای جلوگیری از ورود موش صحرایی و راسو گل اندود کرده بودند ولی اطرافش تمیز مینمود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daubing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "daubing" با ترجمه به فارسی

  • (با بی دقتی یا ناشیگری) نقاشی کردن · (با چیزی چسبان و غلیظ) اندودن · (رنگ و غیره) مالیدن · (هرچیزی که روی چیز دیگر مالیده شده باشد) رنگ · اندوده · تصویری که بد نقاشی شده · خط اتحاد · رنگ زدن · عیب · لک · مالیدن · نقاشی بد · کرم (وغیره) · گچ
  • (خوراک پزی فرانسوی) گوشت سرخ شده و آمیخته با شراب و سبزیجات
اضافه کردن

ترجمه های "daubing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه