ترجمه "db" به فارسی

(فوتبال امریکایی) بک دفاعی (DB هم می نویسند), دسی بل (dB هم می نویسند) بهترین ترجمه های "db" به فارسی هستند.

db

One tenth of a bel (named after Alexander Graham Bell), a unit used in electronics and other fields to measure the strength of a sound or signal. Decibel measurements fall on a logarithmic scale and compare the measured quantity against a known reference.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (فوتبال امریکایی) بک دفاعی (DB هم می نویسند)

  • دسی بل (dB هم می نویسند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " db " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dB noun

a logarithmic unit of sound intensity; 10 times the logarithm of the ratio of the sound intensity to some reference intensity

+ اضافه کردن

"dB" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای dB در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

Db noun

a transuranic element

+ اضافه کردن

"Db" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Db در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

DB proper abbreviation

Initialism of [i]dead body[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"DB" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DB در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "db" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه