ترجمه "deadening" به فارسی
(موادی که برای جلوگیری از سرایت صدا در دیوار و سقف قرار می دهند) آوابازدار, آواگیر, احاله به محال بهترین ترجمه های "deadening" به فارسی هستند.
deadening
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of deaden. [..]
-
(موادی که برای جلوگیری از سرایت صدا در دیوار و سقف قرار می دهند) آوابازدار
-
آواگیر
-
احاله به محال
noun
-
ترجمه های کمتر
- تعلیق به محال
- خسته کننده
- ناراضی
- کج خلق
- کسل کننده
- یبوست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deadening " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deadening" با ترجمه به فارسی
-
(در مقابل صدا عایق کردن) آواگیر کردن · (درد) کشتن · آوا بازدار کردن (soundproof هم می گویند) · از نشاط (یا شدت یا نیروی چیزی) کاستن · بی حس کردن · دلمرده کردن · دلگیر و غم آفرین کردن · ملالت آور کردن · کرخ کردن یا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن