ترجمه "debate" به فارسی

بحث, مناظره, مباحثه بهترین ترجمه های "debate" به فارسی هستند.

debate verb noun دستور زبان

(obsolete) Strife, discord. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بحث

    noun

    Look, with all due respect, I didn't come here for a debate.

    ببين با تمام احترام من اينجا نيومدم که باهات بحث کنم و يا درگير بشم.

  • مناظره

    noun

    argument with formal rules, is usually used to prepare a substantive vote

    I would never in a million years bring up your children in a debate.

    من هيچوقت به خودم اجازه نميدم که از بچه هات تو مناظره استفاده کنم.

  • مباحثه

    noun

    Don't expect me to come to your debate.

    از من انتظار نداشته باش که بيام به مباحثه ت

  • ترجمه های کمتر

    • جدال
    • بحث کردن
    • مناظره کردن
    • مذاکره
    • بگومگو
    • ستیزه
    • مبارزه
    • (آموزش) علم و هنر مناظره و سخنوری
    • (مهجور) مجادله کردن
    • بحث و جدل
    • بگومگو کردن
    • تامل و تعمق کردن
    • تعمد کردن
    • جر و بحث
    • جر و بحث کردن
    • دادخواهی کردن
    • در کاوش
    • دعوا و مرافعه کردن
    • سبک و سنگین کردن
    • صلاحدید کردن (به ویژه با خود)
    • عمدا انجام دادن
    • مذاکرات پارلمانی
    • مذاکره – مباحثه – مناظره
    • مورد بحث قرار دادن
    • چون و چرا
    • کنکاش کردن
    • گفتمان (بیان یا مبادله ی عقاید یا استدلال های دو یا چند طرف مقابل هم)
    • گفتمان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " debate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "debate" با ترجمه به فارسی

  • مناظره کننده
  • بحث · بحث و جدل · ستیزه · مباحثه · مذاکرات پارلمانی
  • بحث داغ
  • بحث انگيز · بحث انگیز · تردید پذیر · قابل بحث · محل گفتگو · مورد ادعا · مورد دعوا · مورد کشمکش · پرسش پذیر · گفتمان انگیز · گفتمان پذیر · گفتگو پذیر
اضافه کردن

ترجمه های "debate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه