ترجمه "debater" به فارسی

مناظره کننده ترجمه "debater" به فارسی است.

debater noun دستور زبان

One who debates or participates in a debate; one who argues. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مناظره کننده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " debater " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "debater" با ترجمه به فارسی

  • (آموزش) علم و هنر مناظره و سخنوری · (مهجور) مجادله کردن · بحث · بحث و جدل · بحث کردن · بگومگو · بگومگو کردن · تامل و تعمق کردن · تعمد کردن · جدال · جر و بحث · جر و بحث کردن · دادخواهی کردن · در کاوش · دعوا و مرافعه کردن · سبک و سنگین کردن · ستیزه · صلاحدید کردن (به ویژه با خود) · عمدا انجام دادن · مباحثه · مبارزه · مذاکرات پارلمانی · مذاکره · مذاکره – مباحثه – مناظره · مناظره · مناظره کردن · مورد بحث قرار دادن · چون و چرا · کنکاش کردن · گفتمان (بیان یا مبادله ی عقاید یا استدلال های دو یا چند طرف مقابل هم) · گفتمان کردن
  • بحث · بحث و جدل · ستیزه · مباحثه · مذاکرات پارلمانی
  • بحث داغ
  • بحث انگيز · بحث انگیز · تردید پذیر · قابل بحث · محل گفتگو · مورد ادعا · مورد دعوا · مورد کشمکش · پرسش پذیر · گفتمان انگیز · گفتمان پذیر · گفتگو پذیر
  • (آموزش) علم و هنر مناظره و سخنوری · (مهجور) مجادله کردن · بحث · بحث و جدل · بحث کردن · بگومگو · بگومگو کردن · تامل و تعمق کردن · تعمد کردن · جدال · جر و بحث · جر و بحث کردن · دادخواهی کردن · در کاوش · دعوا و مرافعه کردن · سبک و سنگین کردن · ستیزه · صلاحدید کردن (به ویژه با خود) · عمدا انجام دادن · مباحثه · مبارزه · مذاکرات پارلمانی · مذاکره · مذاکره – مباحثه – مناظره · مناظره · مناظره کردن · مورد بحث قرار دادن · چون و چرا · کنکاش کردن · گفتمان (بیان یا مبادله ی عقاید یا استدلال های دو یا چند طرف مقابل هم) · گفتمان کردن
اضافه کردن

ترجمه های "debater" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه