ترجمه "debilitant" به فارسی

مصعف, ضعیف کننده, غذای ضعیف کننده بهترین ترجمه های "debilitant" به فارسی هستند.

debilitant noun دستور زبان

(medicine) A substance which debilitates; a weakening agent; a remedy for excessive excitement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصعف

  • ضعیف کننده

    This is a very dangerous, debilitating, and deadly disease.

    مرضی بسیار کشنده، خطرناک و ضعیف کننده.

  • غذای ضعیف کننده

  • ناتوان کننده

    Even in low doses, the combination of these drugs is massively debilitating.

    حتی با دوز کم ترکیب این مواد به شدت ناتوان کننده ست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " debilitant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "debilitant" با ترجمه به فارسی

  • رنجور کردن · زبون کردن · سست کردن · ضعیف کردن · ناتوان کردن · نزار کردن · کم زور کردن
  • ضعيف
  • تضعیف · ناتوان سازی
  • ضعف اور · مضعف · ناتوان کننده
اضافه کردن

ترجمه های "debilitant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه