ترجمه "debilitative" به فارسی
مضعف, ضعف اور, ناتوان کننده بهترین ترجمه های "debilitative" به فارسی هستند.
debilitative
adjective
دستور زبان
Causing or relating to debilitation. [..]
-
مضعف
-
ضعف اور
-
ناتوان کننده
Even in low doses, the combination of these drugs is massively debilitating.
حتی با دوز کم ترکیب این مواد به شدت ناتوان کننده ست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " debilitative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "debilitative" با ترجمه به فارسی
-
ضعیف کننده · غذای ضعیف کننده · مصعف · ناتوان کننده
-
رنجور کردن · زبون کردن · سست کردن · ضعیف کردن · ناتوان کردن · نزار کردن · کم زور کردن
-
ضعيف
-
تضعیف · ناتوان سازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن