ترجمه "debt" به فارسی

بدهی, قرض, وام بهترین ترجمه های "debt" به فارسی هستند.

debt noun دستور زبان

An action, state of mind, or object one has an obligation to perform for another, adopt toward another, or give to another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدهی

    noun

    money that one person or entity owes or is required to pay to another

    You should pay your debts.

    شما باید بدهی های خود را پرداخت

  • قرض

    noun

    Something owed to someone else.

    I dinna give you Randall's life in payment of a debt.

    من زندگی رندال رو از روی قرض بهت نداده ام.

  • وام

    noun

    And what torture, what torture that debt has been to him! Alyosha exclaimed in conclusion.

    آه! چقدر این وام او را شکنجه میداد!

  • ترجمه های کمتر

    • دین
    • بدهكاري
    • بدهى
    • ورشكستگي
    • معصیت
    • (الهیات) گناه
    • (مجازی) بدهکاری
    • بدهی (قرض)
    • دین – بدهی
    • زیر بار منت بودن
    • مدیون بودن
    • پیمان دار بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " debt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "debt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "debt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه