ترجمه "debris" به فارسی
واریزه, اشغال, جگن بهترین ترجمه های "debris" به فارسی هستند.
debris
noun
دستور زبان
Rubble, wreckage, scattered remains of something destroyed. [..]
-
واریزه
-
اشغال
nounYeah, but there's too much debris on the road.
اره. ولي کلي ات و اشغال و تو جاده هست
-
جگن
noun
-
ترجمه های کمتر
- تکه های باقی مانده
- ریزه
- (آشغال و خاکروبه و چیزهای خرده ریز) آت و آشغال
- (آنچه که پس از خرابی ساختمان باقی می ماند) آوار
- باقی مانده
- تكه پاره ها
- خرده سنگ
- سنگ نتراشیده
- فروگذاشت (قطعات سنگ که توسط یخرود glacier به صورت توده به جا گذاشته می شود)
- قلوه سنگ
- واریزه ی یخ رود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " debris " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "debris" با ترجمه به فارسی
-
زباله دریایی
-
خرده قرص
-
زبالههای فضایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن