ترجمه "debouche" به فارسی

(ارتش) مخرج, دهانگاه (محلی که قشون با عبور از آن به جای هموار و گسترده می رسد) بهترین ترجمه های "debouche" به فارسی هستند.

debouche verb دستور زبان

(military, of a body of soldiers) To enter into battle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ارتش) مخرج

  • دهانگاه (محلی که قشون با عبور از آن به جای هموار و گسترده می رسد)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " debouche " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "debouche" با ترجمه به فارسی

  • (ارتش - از جای محصور یا تنگ و باریک به دشت یا پهنه وارد شدن) برون گستری کردن · جلو آمدن · رجوع شود به debouche · نمایان شدن · پیش رفتن
  • (ارتش) برون گستری (رجوع شود به debouch) · برون ریزگاه (debouchure هم می گویند) · دهانگاه (دهانه ی رود و غیره) · مخرج
  • (ارتش - از جای محصور یا تنگ و باریک به دشت یا پهنه وارد شدن) برون گستری کردن · جلو آمدن · رجوع شود به debouche · نمایان شدن · پیش رفتن
اضافه کردن

ترجمه های "debouche" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه