ترجمه "debouch" به فارسی
(ارتش - از جای محصور یا تنگ و باریک به دشت یا پهنه وارد شدن) برون گستری کردن, جلو آمدن, رجوع شود به debouche بهترین ترجمه های "debouch" به فارسی هستند.
debouch
verb
noun
دستور زبان
(geography) A narrow outlet from which a body of water pours. [..]
-
(ارتش - از جای محصور یا تنگ و باریک به دشت یا پهنه وارد شدن) برون گستری کردن
-
جلو آمدن
-
رجوع شود به debouche
-
ترجمه های کمتر
- نمایان شدن
- پیش رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " debouch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "debouch" با ترجمه به فارسی
-
(ارتش) مخرج · دهانگاه (محلی که قشون با عبور از آن به جای هموار و گسترده می رسد)
-
(ارتش) برون گستری (رجوع شود به debouch) · برون ریزگاه (debouchure هم می گویند) · دهانگاه (دهانه ی رود و غیره) · مخرج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن