ترجمه "decadence" به فارسی
فساد, انحطاط, زوال بهترین ترجمه های "decadence" به فارسی هستند.
decadence
noun
دستور زبان
A state of moral or artistic decline or deterioration; decay [..]
-
فساد
nounfor reminders of the decadent times. yeah, well
براي ياد آوري روزهاي فساد آره ، خوبه
-
انحطاط
nounand did he believe that Germany was decadent, or that music had reached its end, etc. , etc.
آیا به گمان او آلمان دوران انحطاط را به سر نمیبرد، آیا موسیقی کارش به آخر نرسیده بود، و غیره و غیره.
-
زوال
nounThe decadence ruined this country before the war.
زوال این کشور رو قبل از جنگ نابود کرد
-
ترجمه های کمتر
- تنزل
- فروریزی
- زوال (dedadency هم می گویند)
- فرو گرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decadence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decadence" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) دهه ی خودپرستی (سال های 07 که در نظر برخی · سال های خودپرستی و خودکامی بود) (the Me Generation هم می گویند)
-
(تسبیح کشیشان و راهبه ها) یک بخش تسبیح (که شامل یک دانه ی بزرگ و ده دانه ی کوچک است) · ده · ده سال · ده عددی · دهساله · دهه · گروه ده تایی
-
(معمولا D بزرگ) مکتب ادبی فرانسه در قرن نوزدهم (ویژگی : سبک نویسندگی انفرادی و تکیه برجنبه های نابهنجار و بیمارگونه) · رو به زوال · رو به نابودی · فاسد · فاوا · فرومایه · منحط · هرزه
-
انحطاط · تنزل · زوال · فساد · ویرانی
-
(تسبیح کشیشان و راهبه ها) یک بخش تسبیح (که شامل یک دانه ی بزرگ و ده دانه ی کوچک است) · ده · ده سال · ده عددی · دهساله · دهه · گروه ده تایی
-
(تسبیح کشیشان و راهبه ها) یک بخش تسبیح (که شامل یک دانه ی بزرگ و ده دانه ی کوچک است) · ده · ده سال · ده عددی · دهساله · دهه · گروه ده تایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن