ترجمه "decadent" به فارسی
منحط, فاسد, هرزه بهترین ترجمه های "decadent" به فارسی هستند.
decadent
adjective
noun
دستور زبان
Characterized by moral or cultural decline. [..]
-
منحط
adjectiveAnd they all collected Impressionist pictures, read decadent books
همهشان هم پردههای نقّاشی امپرسیونیست جمعآوریمیکردند، کتابهای منحط میخواندند،
-
فاسد
-
هرزه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- فاوا
- فرومایه
- (معمولا D بزرگ) مکتب ادبی فرانسه در قرن نوزدهم (ویژگی : سبک نویسندگی انفرادی و تکیه برجنبه های نابهنجار و بیمارگونه)
- رو به زوال
- رو به نابودی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decadent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decadent" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) دهه ی خودپرستی (سال های 07 که در نظر برخی · سال های خودپرستی و خودکامی بود) (the Me Generation هم می گویند)
-
(تسبیح کشیشان و راهبه ها) یک بخش تسبیح (که شامل یک دانه ی بزرگ و ده دانه ی کوچک است) · ده · ده سال · ده عددی · دهساله · دهه · گروه ده تایی
-
انحطاط · تنزل · زوال · زوال (dedadency هم می گویند) · فرو گرایی · فروریزی · فساد
-
انحطاط · تنزل · زوال · فساد · ویرانی
-
(تسبیح کشیشان و راهبه ها) یک بخش تسبیح (که شامل یک دانه ی بزرگ و ده دانه ی کوچک است) · ده · ده سال · ده عددی · دهساله · دهه · گروه ده تایی
-
(تسبیح کشیشان و راهبه ها) یک بخش تسبیح (که شامل یک دانه ی بزرگ و ده دانه ی کوچک است) · ده · ده سال · ده عددی · دهساله · دهه · گروه ده تایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن